باز آی و برچشمم نشین ای دلستان نازنین

دل نوشته ای برای استاد کوچکعلی کمالی
باز آی و برچشمم نشین ای دلستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود
غم چنان سنگین است که راه بر هر کلامی بسته،ولی باهمه سختی باید بگویم :
استاد کوچکعلی کمالی عزیز
:ای روح پرکشیده اقاقی ! ای غمخوار صبور دانش آموزان ، دانشجویان،دوستان وخویشان که همه از وجودت گرما و روشنی می گرفتند
تو را از سال ۱۳۷۰ می شناسم از زمانی که به عنوان دانش آموز قدم در دبیرستان امیر کبیر این شهر نهادم معلم عزیزم : من خود شاهد بودم چکونه سنگ صبور و محرم اسرار دانش آموزانت بودی که بنا به اقتضای سنی از مشکلات روحی ، روانی ، وچه بسا مشکلات اقتصادی و خانوادگی رنج می بردند وتا مشکل آنها را حل نمی کردی آرام و قرار نداشتی :
ای به خاک آرمیده افلاکی ! هیچ وقت فراموش نمی کنم زمانی مدیر دبیرستان امیر کبیر بودی برای درس خواندن دانش آموزان چه حرص ها که نمی خوردی. تا ثابت کنی نگران آینده آنها هستی
استاد عزیز : تو خوب زیستی و آسوده و سبکبال به ابدیت پیوستی و پس از مرگت نیز زندگی دیگری در میان دوستدارانت آغاز خواهی کرد یادت همواره درس آموز باد!
روزت مبارک معلم عزیزم

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.